دخترک گفت: بشمار!
پسرک چشمانش را بست وشروع کرد به شمردن: یک دو سه چهار
دخترک رفت تا پنهان شود!
آن طرف تر پسری را دید که گرگم به هوا بازی میکرد
بره شدو باگرگ رفت.........
پسرک قصه هنوز میشمارد......!
نظرات شما عزیزان:
zahra 
ساعت23:05---7 اسفند 1392
saharlosss 
ساعت22:15---17 بهمن 1392
سلام عزیزم خوبی؟؟؟؟وبه جالب داری بهم سر بزن تا تبادل لینک کنیم.موفق باشی
سحر 
ساعت18:22---25 دی 1392
آرمین 
ساعت12:32---25 دی 1392
zainab3 
ساعت12:27---25 دی 1392
آخى
رضا 
ساعت23:04---24 دی 1392
خیلی قشنگ بود خیلیییییییی ...راستی شیما خانوم کلا حرفامو جدی نگیر فراموش کن من بعضی اوقات دیوانه میشم ...ببخشید